رابطه استاد با دانشجو
اجازه استاد! من هم حرفی دارم
تهران، دفتر مدیر گروه ... دانشکده هنر: " قابل توجه دانشجویان محترم،
خواهشمند است برای انجام هر گونه کار اداری و رسیدگی به تمامی درخواست ها، به دفتر
گروه مراجعه و از هر گونه مراجعه مستقیم به دفتر مدیریت گروه جدا خودداری
کنید."
تهران، دفتر مدیر گروه ... دانشکده علوم انسانی: "دانشجویان عزیز، ملاقات
با دکتر ... فقط با تعیین وقت قبلی از کارشناس گروه میسر است، در غیر ساعات تعیین
شده، مزاحم نشوید."
توکیو، دفتر مدیریت دانشگاه: "در زدن لازم نیست، بیایید داخل"
با خوندن این نوشته ها خیلی راحت می شه به این نکته پی برد که رابطه استاد با
دانشجو در ایران متفاوت از همه جاست.
اما نباید هر استادی را این گونه پنداخت و نوشته های بالا به صورت عام و بررسی
های کلی بوده و اگه خود شما هم دوران دانشجویی را تجربه کرده باشید حتما با این
مسئله و مهم تر از اون رابطه کم رنگ استاد و مسئولین دانشگاه با دانشجویان رو می
دونید.
اصلا نمی دونم این فرهنگ چه جوری بوجود اومده (البته اگه بهش بشه گفت فرهنگ)،
حالا اگه از دانشگاه هم که بگذریم در طیف گسترده جامعه هم میان مسئول و مشتری و
غیره و غیره این گونه رابطه لااقل غیر عاطفی بسیاره...
نتیجه این چنین پیامدی رو میشه در توسعه کشور هم پیدا کرد که به عنوان مثال
کشوری مثل کره جنوبی که در 30 سال گذشته جزء کشور هم به حساب نمی اومد، حالا
بگذریم نسبت به ایران با این همه منابع و امکانات. اما حالا این کشور کوچک با
کمترین پشتوانه جزء پیشرفته ترین و مهم ترین کشور های دنیاست که توسعه اش قابل
مقایسه با کشور عظیم، غنی و متمدن ایران نیست. با این که تعداد کارشناسان و
مهندسان ایرانی نسبت به کره جنوبی سه برابر است. (البته میشه از جهات مختلف در
توسعه مثال های دیگری هم زد که این مثال از جهت نسبت منابع و نیروی کارآمد است.)
این مطلب اقتباصی است از مقاله جام جم آنلاین در زمینه سلامت دانشجویان
پی نوشت: درس و مشق سنگین دانشگاه اصلا نمی زاره اون طور که می خوام وبلاگ رو
به روز کنم به همین دلیل این همه وقفه بین پست های جدید و آینده به وجود اومده و
احیانا خواهد آمد و تقریبا فقط یک مصرف کننده از دنیای اینترنت شدم. اما از اون
جایی که هدف وبلاگ نویسیم چیزی است که نمیشه رهاش کرد، حتی برای مدت محدود، سعی می
کنم برای نوشتن در این جا هم برنامه ریزی داشته باشم.